سرم درد مي کند دستمالي به من دهيد که ببندم آنرا و بياويزم خود را از سقف
تیم نونهالان دخانیات فلاور سیتی اولین مسابقه خودشو توی دور حذفی ۴ بر ۳ باخت!(منم تو تیم بودم!)وبرای همیشه ۴ گوشه ی زمین رو ماچ کرد و فوتسال رو بدرود گفت.ولی شما اگه خواستین یک روزی این کارو(ماچ کنان گوشه های زمین)انجام بدین حتما یادتون باشه که اول پرچم های کرنل رو در بیارین و الا چشم وچالی براتون باقی نمیمونه!ما این قضیه رو دیر فهمیدیم درست زمانی که میله پرچم تا دهانه ی دریچه ی میترال قلبمون فرو رفته بود!البته یکی از بچه ها همین الان میگه فوتسال که پرچم کرنر نداره پس چی تا دریچه میترال قلبمون فرو رفته بود؟!
خلاصه علی رغم این که دعای خیر مردم پشت سر تیم بود
در اولین مسابقه تنها با ۵ بازیکن بدون مربی بدون ذخیره بدون پزشک بدون سرمربی بدون مترجم و بدون فکر! پا لخت وارد زمین چمن استادیوم سر پوشیده شدیم.چون ۹۹ درصد اعضای تیم سر جلسه امتحان پایان ترم بودن.تو همون دقیقه های اول بازی یکی از بچه های تیم دستشو تا آرنج و اشتباها کرد توی دماغ بازیکن حریف !بنده ی خدا تا آخر بازی از دماغش شرشر خون میومد . هنوز توی این فکرم که چه جوری دماغش اون همه خون داشت؟؟!!!
در ضمن طبق تصمیم هیئت مدیره (کدوم هیئت مدیره نمیدونم) قرار شد برای دوره بعدی مسابقات از مربی و حتی بازیکنان خارجی استفاده کنیم. شما هم اگه یه مربی ژیگول- خوش لباس- تر و تمیز- رنگ متالیک -کف موکت-به صورت نفد و اقساط و البته با پیش پرداخت کم دم دست داشتین ما رو خبر کنین تا کیلویی ۱۰ تومن بالاتر از چیزی که فیفا میگه بخریم!
به کوری گوش بلاگفا :نوشته شده توسط مارسل دوشان (نه مارشال!)
..................................................................................یا حق!!!.................................
۲. قبل از امتحان چند کیلو سیر بخورید!
۳.تقلب رو روی کاغذ بنویسین و بعد یه جای مناسب قایمش کنین : سوراخ گوش -لای جوراب-دریچه ی میترال قلب و...
۴.خلاصه ی کتاب رو روی یه کاغذ سفید بچوپونین! توضیح اینکه من یه کتاب ۴۰ صفحه ای رو روی نصف a4 جا كردم !
۵.براي مراقب آش ببريد بعد براحتي كارتونو انجام بدين!
۶.براي ۴ گزينه اي ها : يه شاگرد زرنگ رو جلو بنشونين و :
- الف=بلند كردن گوش چپ
-جواب ب = بلند كردن گوش راست
-جواب ج=بلند كردن پاي چپ
-جواب د=بلند كردن پاي راست
البته اين كارو بايد توسط كسي انجام بشه كه چپ و راستشو بشناسه وگر نه...
در ضمن هر ۵ سوالي كه رد شد يه سرفه بايست بكنه كه سوال و جوابا قاطي نشه!
(( سلام منم
پت اومدم این وسط یه زره کوجمولو شیطونی
اقا این روشا عالییه حرف نداره اومدم یه نمه شکلک بزارم برم
در ضمن من همیشه این شعارم بود اگه تقلب نرسونی لوت میدم
گاهی هم که مدیون استاد میشیدم ونمره میخواستیم این کارو میکردیم اینشکلی
بعد میگفتیم که استاد دیشب
کلیه سمت چپم ترکید تاصب تو اورانس بودم به جان عزیزتون
کل بچه های خوابگاه شاهدن
استاد ما نتونستم درس بخونیم
نمره نه اصلا راضی نیستم من اسلا
باشه حالا دلتونو نمیشکنم یه ۱۱ نمره بدید قربون دستتتون نیوفتیم
)
تازه یادمه یه بار تقلب کردم بعد من شدم ۱۹.۵ اون طرف شد ۲۰
اونم درس بودجه
با تشر رفتم پیش اق تاجیک
گفتم استاد من مطمئنم ۲۰ میشم امکان نداره
گفت پت برو نبیمنت اشتباه نشده برو گفتم استاد باور کنید من برگه مریمو گرفتم عینو نوشتم چطور این کار ممنکنه که دیدم اقا اینطوری شده
هاااااااااااااااااااااااا گفتم نه که همشو باهاش چک کردم دیدم درسته
من نمرم مو میخوام استا کلی تلاش کردم
دیشب کلی تو اتاق زندانی بودم (( بچه ها درو روم می بستن که نرم تو اتاق مطالغه مردم ازاری اخه این انصافه )) من ۰.۵ نمره رو حلال کردم همین حالا
)) من برم تا این مارشال نیومده بای بای بای
اين نوشته اصلا هم بد آموزي نداره چون تقلب امروزه ديگه كار بدي نيست و در واقع تبديل به صواب شده!البته شايدم ثواب!
.............................................................................................موفق ومؤيد باشيد!
بازم به كوري چشم بلاگفا : نويسنده : مارسل دوشان
معرفی میکنم من منم فرزند محمد از دار دنیا یه خط اعتباری ایرانسلم دارم که ۱۴تومن و ۸ ریال شارژ مالی داره!!!چقدر من متمولم و خبر نداشتین!
راستی یادم شد بگم اعتراض هم دارم! به اینکه چرا تو یه نشریه وقتی همه موضوع میدن و رای گیری میشه موضوع من حتی تایید صلاحیت نمیشه؟آخه وقتی یه آرزوی کوچولو مث اینو تو نطفه خفه میکنین(با شمام آقای اعرابی) من چه جوری میتونم به فکر آرزوهای بزرگتر باشم که همانا در حال آب شدن به مانند قند در شکمم نه یعنی در دلم هستند....من از بچگی مادرزاد بودم یعنی نه بیسواد بودم و به شکم میگفتم دل به دل میگفتم تاغاره ماست !!!راستی طبق اعلام اخبار موثق از منبع آب همسایه پسرخالم کلمنته شد سر مربی تیم ملی فوتفال!یه چیزی رو نمیدونم اونم اینکه مگه مربیهای ما کله ندارن که واسشون سر مربی میارن؟ یا چرا همه دستیارای آقای قلعه نویی هستن و خودش...میگن بگم به من چه خوب حتما تصمیماتی که گرفته میشه کارشناسی شده دیگه...به من چه ؟؟؟
راستی من میتونم توی این وب هر کاری بکنم (بهش میگن دخل و تصرف و استعمار دخانیات ممنوع؟؟؟)
شما میتونین از طریق نامه پیامک(نگین اس ام اس) چوغوک نامه رسون و...به من پل ارتباطی بفرستین تا به دلخواه شما بدون اجازه مدیر وبلاگ وبلاگو استعمال کنم!!!
این یعنی اینکه به نوعی با هم تشریک مساعی کنیم( اصطلاحو حال کردین؟از یکی از مسئولین شنیدم!)
تا برنامه ی بعد پیشنهاد میکنم سرود بیا بریم دشتو بخونین...ما رفتیم
.................................................................................فی امان الله!!!
نوشته شده توسط مارسل دوشان !(به کوری چشم بلاگفا)
میخوام خودمو تو اتاق حبس کنم
میخوام از زیر در بهم غذا برسونن
میخوام درس بخونم ۳ هفته است تصمیم کبری گرفتم بعد یه هفته کتاب ها رو ریختم دورم
بهد یه هفته رفتم چند تا دیگه کتاب خریدم الان دیگه تازه چند روز پیش شروع بخونندن کردم
از همین الان میخوام بخونم تازه دنبال کلاس رانندگی هم هستم
در جریان هستید که من استاد رالی ام اما نامردا بهم گواهینامه نمیدن
خلاصه دیگه کمتر میام نت نکه هررو ز به روز بودم
تایه ماه دیگه بعد کنکور به روز نمیکنم
برام دعا کنید باشه خو ب فعلا خودا فظ
----------------- امتحان افتاد ۱۰ خدایا کمک کن
----------------
زمستون با همه قشنگي اش اومد
ولي امسال يه جور ديگه اومد
، آخه در سال هاي قبلي نزديك عيد شايدم تو تابستون يه نمه برفك از اون بالا ميريخت رو سرمون
اما امسال خدا يه حال اساسي بهمون داد دمت گرم خدا نوكرتم
تو دي و اين همه برف ايول
راستي موضوع اين جلسه ما شد آدم برفی
این رو میبیند نمایی از جلسات هفتگی ماست اون کله زده منم
يادمه اون چند سنه قبلي كه كمي خرد بوديم
تا برف ميومد شال و كلاه ميكردي
م و ميرفتيم آدم برفي درست كنيم هميشه دلم ميخواست ادم برفيم عين اين فيلم ها باشه يه هويچ واسه دماغش ، كلاه وشال و دستگش داشته باشه. اما هيچ وقت اين شكلي نميشد نميدونم چرا !!!!
در ساخت آدم برفي بيشتر كار من نظارت و ديده باني بود
تا بچه هاي تخس محل اين اثر هنري رو با گوله هاي برفشون نابود نكن
و بزرگترها ما رو چشم نزن بود
و من مسئول اين بودم كه وسايل ادم برفي كه برگرفته از ه- ك- ش – د ( هويچ – كلاه – شال – دستكش ) بود رو نگه دارم اما تا ادم برفي تمام ميشد كه اون هم به چه زحمت و مشقتي ((هميشه كارمون اين بود كه زير بنا ادم برفي سفت و محكم بسازيم تا خراب نشه ( مشت اول از برف چون بنه بنا كج تا سريا ادم برفي كج ميشود ) )) مي ساختيم كه نيم متر هم نميرسيد . خسته از اين كار و براي لذت بردن از اين اثر هنري هويچ را با برادر نصف كرده و ميل مينموديم
واسه همين ادم برفي ما هيچ وقت دماغ نداشت.( خوب عيبي نداره اون كه عينك نداره تا اگه دماغ نداشته باشه ندونه عينكشو كجا بزاره)
عمراً من دستكش هامو بدم به اين يخمك خودم چي
--- كلاه حرفشو نزن ، يه چوب واسه دماغش ( ماشالله چه خشكل شده با هويچ اينقدرا خوشكل نمي شد ها)
موقع عكس يكي از ما ميرفت پشت ادم برفي و دستشو ميزاشت واست ادم برفي (( مهم اينه كه تو عكس خوب بيافته كي ميفهمه اون دست مال ادم برفي هست يا نه تازه خيلي هم اينطوري طبيعي تره )) ادم برفي كلاه ميخواد چكار اين همه ملت سرشون كلاه رفته يه آدم برفي سرش بي كلاه بمونه عيبي داره ... ![]()
اين كارا مال دوران نمكدونيمان بود![]()
اما حالا چند روز پيش كه برف اومد و مدارس من نميدونم چرا تعطيل شدن
(( من نديد بديم عكس اولين برف رو ميزارم تو وبلاگ يا اين ملت كه تا يه زره برف اومد همه جه را تعطيل كردن
)) شبش با دختراي فاميلون اينا رفتيم توي كوچه آدم برفي بسازيم
اي بابا برفاي قديم سفت تر بود ها هر كاري كرديم نشد اخوي اين جانب از راه رسيد و تلاش بي وقفه ما رو كه مشاهده كرد ذكر كرد سر قنادي روبروي دارو خونه يه آدم برفي ساختن اين هوااااااااااااااااااااا كلاه شال هم داره ها 
نه بابا ايول چقدر خوشكله اين شد كه ما نااميد از ساخت ادم برفي برگشتيم خانه![]()
در اين ميان مادر از زمان هاي اهد قديم
خاطرات تعريف ميكردند از آن وقت كه تونل ميزدند تو ي برف
و اينقدر يخ بود كه سر سره بازي ميكردند
،و در وصف حال قنديل هاي هم قد من سخن گفتند . 
ا ا ا مگه دارم قصه شب ميگم كه دستت رو زدي زير چونت اينطوري داري گوش ميدي
الو الو تموم شد يه به قول همشهري ها تموم رفت! ![]()
پي نوشت
1- كاشكي ميزديم خراب ميكرديم اين ادم برفي سر كوچه رو ![]()
2- كلاه شال رو كش ميرفتيم هم بد نبودها![]()
3- هر كس كه بيشترين قلط املايي رو از اين نوشته بگيرد يك جلد ديكشنري دهخدا پيشنهاد ميكنيم كه بره بخره واسه خودش ![]()
هفت رنگ