سرم درد مي کند دستمالي به من دهيد که ببندم آنرا و بياويزم خود را از سقف
مدیر : ببین بچه جون بذار وارد دانشگاه بشی کارتت صادر شه یه چند ارم بگذره بعد اصلا ببین میخوای دانشجو بمونی یا نه بعد...
همون دانشجو(ترم۴): آقای مدیر من وام میخوام!
مدیر : رچه خبرته چرا در نمیزنی؟ بذار مهر دانشجوییت خشک بشه بعد قلدر بازی در بیاربچه جون. اولویت با بچه ای ترم هفته!
همون دانشجو (ترم ۷) : سلام آقای مدیر میشه اسم منو وارد متقاضیان وام کنین؟
مدیر : آره اما قبلش زود بپر یه زن بگیر که اولویت با متاهل هاست!
همون دانشجو (ترم آخر در حالی که متاهل شده): آقای مدیر نمیخوای به من وام بدی ؟
مدیر: به به چطوری میبینم که هنوز فارغ نشدی خوب خدا رو شکر!راستش امسال وام نمیدن اخه این بودجه دست و پای ما رو بسته اما حالا اگه وام نگرفتی زن که گرفتیو زندگی خوبیم داری ایشالا بچه ات که دانشجو شد بگو به خودم بهش وام بدم آخه من حسابی اینجا ریشه دووندم و حالال حالا ها اینجا به مردم "خدمت" میکنم!
آرزو میکنم که پت عزیز!؟؟ هم دانشگاه قبول شه همین جمعه ازمون داده ! انشا لا که قبول میشه( شما هم اینو بگین بنده خدا دلش خوش باشه)
نوشته شده توسط مارسل!
تمام حقوق این وبلاگ برای وبلاگ پت ومت محفوظ است ©و استفاده از آن فقط با ذکر منبع مجاز می باشد