تبليغاتX
پت و مت!!
پت و مت!!

سرم درد مي کند دستمالي به من دهيد که ببندم آنرا و بياويزم خود را از سقف

حباب

حباب كه ميگن ياد بازي حباب بازي مي افتم چه حالي ميداد موقع شستن دستا يه قالب صابون تموم ميكردم كه دستام كف كنه و حباب درست كنم ، چه با حال بود فوت ميكردي بعد يه حباب كه شبيه بادكنك بود چقدرم خوشكل ، درست ميشد

عاشق اين بازي بودم چون وقتي حباب درست ميكردم تو حبابا يكي ديگه رو ميديدم كه صورت كشيده و چاقالويي داشت من لبخند ميزدم اونم ميخنديد بعد باهاش حرف ميزدم

كلي با هم حرف مزديم يهو ميخورد به يه چيزي ترق ميتركيد اما خوب دوباره درست ميكردم

عجب بازي باحالي بود

ارزوهاي ما هام مصل همين حباب به همين قشنگي و شفافي به همين پاكي تا وقتي به چيزي نخورده كلي باهاش حرف ميزنيم كلي دردو دل اما تا ميخوايم به دستش بياريم ترق ميتركه آب حباب تو چشمون ميره و جلو چشمامون ميتركه سوزش صابون چشمون رو به اشك مياره تازه ميفهميم كه آروز هاي ما من دست نيافتيه و دلمون ميگيره

 

======((((((.........براتون آرزو ميكنم كه آرزوهاتون مثل حباب نباشه و وقتي بهشون دست ميزني به دستشون بياري نه اينكه بتركه .........)))))=======

 

نوشته شده توسط پت در 86/10/23 | موضوع:
رتبه سنج گوگل

 

تمام حقوق این وبلاگ برای وبلاگ پت ومت محفوظ است ©و استفاده از آن فقط با ذکر منبع مجاز می باشد