تبليغاتX
پت و مت!!
پت و مت!!

سرم درد مي کند دستمالي به من دهيد که ببندم آنرا و بياويزم خود را از سقف

آدم برفی
 

زمستون با همه قشنگي اش اومد ولي امسال يه جور ديگه اومد ، آخه در سال هاي قبلي نزديك عيد شايدم تو تابستون يه نمه برفك از اون بالا ميريخت رو سرمون

اما امسال خدا يه حال اساسي بهمون داد دمت گرم خدا نوكرتم

تو دي و اين همه برف ايول

 راستي موضوع اين جلسه ما شد آدم برفی
این  رو میبیند نمایی از جلسات هفتگی ماست  اون کله زده منم




يادمه اون چند سنه قبلي كه كمي خرد بوديم تا برف ميومد شال و كلاه ميكرديم و ميرفتيم آدم برفي درست كنيم هميشه دلم ميخواست ادم برفيم عين اين فيلم ها باشه يه هويچ واسه دماغش ، كلاه وشال و دستگش داشته باشه. اما هيچ وقت اين شكلي نميشد نميدونم چرا !!!! در ساخت آدم برفي بيشتر كار من نظارت و ديده باني بود تا بچه هاي تخس محل اين اثر هنري رو با گوله هاي برفشون نابود نكن و بزرگترها ما رو چشم نزن بود و من مسئول اين بودم كه وسايل ادم برفي كه برگرفته از ه- ك- ش – د ( هويچ – كلاه – شال – دستكش ) بود رو نگه دارم اما تا ادم برفي تمام ميشد كه اون هم به چه زحمت و مشقتي ((هميشه كارمون اين بود كه زير بنا ادم برفي سفت و محكم بسازيم تا خراب نشه ( مشت اول از برف چون بنه بنا كج تا سريا ادم برفي كج ميشود ) )) مي ساختيم كه نيم متر هم نميرسيد . خسته از اين كار و براي لذت بردن از اين اثر هنري هويچ را با برادر نصف كرده و ميل مينموديم واسه همين ادم برفي ما هيچ وقت دماغ نداشت.( خوب عيبي نداره اون كه عينك نداره تا اگه دماغ نداشته باشه ندونه عينكشو كجا بزاره) عمراً من دستكش هامو بدم به اين يخمك خودم چي --- كلاه حرفشو نزن ، يه چوب واسه دماغش ( ماشالله چه خشكل شده با هويچ اينقدرا خوشكل نمي شد ها) موقع عكس يكي از ما ميرفت پشت ادم برفي و دستشو ميزاشت واست ادم برفي (( مهم اينه كه تو عكس خوب بيافته كي ميفهمه اون دست مال ادم برفي هست يا نه تازه خيلي هم اينطوري طبيعي تره )) ادم برفي كلاه ميخواد چكار اين همه ملت سرشون كلاه رفته يه آدم برفي سرش بي كلاه بمونه عيبي داره ...

اين كارا مال دوران نمكدونيمان بود

اما حالا چند روز پيش كه برف اومد و مدارس من نميدونم چرا تعطيل شدن  (( من نديد بديم عكس اولين برف رو ميزارم تو وبلاگ يا اين ملت كه تا يه زره برف اومد همه جه را تعطيل كردن  )) شبش با دختراي فاميلون اينا رفتيم توي كوچه آدم برفي بسازيم

اي بابا برفاي قديم سفت تر بود ها هر كاري كرديم نشد اخوي اين جانب از راه رسيد و تلاش بي وقفه ما رو كه مشاهده كرد ذكر كرد سر قنادي روبروي دارو خونه يه آدم برفي ساختن اين هوااااااااااااااااااااا كلاه شال هم داره ها

نه بابا ايول چقدر خوشكله اين شد كه ما نااميد از ساخت ادم برفي برگشتيم خانه

در اين ميان مادر از زمان هاي اهد قديم  خاطرات تعريف ميكردند از آن وقت كه تونل ميزدند تو ي برف و اينقدر يخ بود كه سر سره بازي ميكردند  ،و در وصف حال قنديل هاي هم قد من سخن گفتند .

ا ا ا مگه دارم قصه شب ميگم كه دستت رو زدي زير چونت اينطوري داري گوش ميدي  الو الو تموم شد  يه به قول همشهري ها تموم رفت!

پي نوشت

1- كاشكي ميزديم خراب ميكرديم اين ادم برفي سر كوچه رو

2-  كلاه شال رو كش ميرفتيم هم بد نبودها

3- هر كس كه بيشترين قلط املايي رو از اين نوشته بگيرد يك جلد ديكشنري دهخدا پيشنهاد ميكنيم كه بره بخره واسه خودش

نوشته شده توسط پت در 86/11/02 | موضوع:
رتبه سنج گوگل

 

تمام حقوق این وبلاگ برای وبلاگ پت ومت محفوظ است ©و استفاده از آن فقط با ذکر منبع مجاز می باشد